طرز تهیه میزرا قاسمی-آموزش آشپزی

طرز تهیه میزرا قاسمی-آموزش آشپزی

طرز تهیه میزرا قاسمیآموزش آشپزی

طرز تهیه میزرا قاسمی-آموزش آشپزی

مواد لازم
بادنجان قلمي / ۶۰۰ گرم
پياز متوسط / يك عدد
سيرتازه / ۲۰ گرم
نعنا خشك / ۱۰ گرم
مغز گردو / ۳۰ گرم
روغن‌مايع / ۱۵۰ گرم
رب گوجه فرنگي / يك قاشق سوپخوري
گوجه فرنگي / دو عدد
فلفل سياه / نصف قاشق چايخوري
نمك / يك قاشق چايخوري
تخم‌مرغ / سه عدد
مشخصات
برای ۴ نفر
آشپزی -آموزش آشپزی-طرز تهیه میزرا قاسمی-آموزش آشپزی-آموزش عذاهای شمالیآموزش غذاهای گیلانی-بادمجان‌ها را پوست كنده و در آب نمك بخوابانيد ، پس از ۲۰ دقيقه از داخل آب نمك خارج كرده و روي حوله كاغذي بچينيد تا آب اضافي آن گرفته شود ، سپس با مقداري روغن و كمي نمك سرخ كنيد ( سعي كنيد از روغن هاي مخصوص سرخ كردني استفاده كنيد تا روغن، كمتر جذب بادمجانها شود )

مغز گردو را خوب بكوبيد و سپس به بادمجانهاي سرخ شده اضافه كرده و پس از مخلوط كردن گردو و بادمجان هم زده و اين دو را خوب كوبيده و له كنيد.

سير را رنده كنيد و به همراه فلفل به بادمجانها اضافه كنيد و روي حرارت كم قرار داده و مواد را خوب مخلوط كنيد.

تمام مواد را بدون روغن هم بزنيد تا روغن اضافه را پس بدهد ، وقتي خوب مواد جا افتاد ،گوجه‌ها را پوست بكنيد و به تكه‌هاي كوچك ( نگيني ) خرد كنيد و به مواد اضافه كنيد و زمان دهيد تا خوب بپزد.

و باز تمام مواد را خوب هم بزنيد تا كاملاً يكدست شده و به خورد يكديگر رود.

پس از پخت كامل گوجه‌ها، تخم‌مرغ‌ها را يكي‌ يكي داخل مواد مي‌شكنيم و همزمان خوب هم مي‌زنيم تا از تخم‌مرغ چيزي معلوم نشود و قبل از اينكه تخم مرغ ببندد بپزد و مخلوط مواد ديگر شود

وقتي آماده شد نعنا خشك را با يك قاشق روغن سرخ كرده و روي ميرزا قاسمي را تزئين كنيد.

تاریخچه میزرا قاسمی

مادر بزرگم یک گیلانی اصیل است، هنوز هم که هنوز است وقت کار، مثل زن‌هایی که به بیجار می‌روند، کمرش را چادر می‌بندد و دو گوشه روسری را بالای سرش گره می‌زند. او مثل تمام زنان شمالی دست پخت بی نظیری دارد که به عطر سیر و برنج آغشته است. چند روز پیش از نمایشگاه صنایع دستی یک گَمَج خریده بود، نمی‌دانید چه ذوقی داشت، حداقل بیست تا گمج کوچک و بزرگ در آشپزخانه‌اش پیدا می‌شود. ظرف‌های سفالی خوش رنگی که داخل آن را لعاب داده‌اند تا تحمل گرمای اجاق را داشته باشد و غذا در آن ته نگیرد. گمج در اندازه چیزی بین قابلمه و ماهیتابه است. یعنی به نسبت قطر دهانه، نه مثل قابلمه بلند است و نه مثل ماهیتابه کوتاه. برای همین، هم می‌شود در آن آش و برنج و خورش پخت، هم می‌شود انواع سرخ کردنی‌ها مثل قرمه و بادمجان و شامی را تهیه کرد.
گمج؛ ظرف اصیل پختن میرزا قاسمی

مادر بزرگ از قابلمه‌های سرامیک، گرانیتی و تفلون متنفر است، همیشه می‌گوید هر چقدر هم این تکنولوژی پیشرفت کند هیچ چیزی جای گمج‌های سفالی رشت را نمی‌گیرد، اصل غذا را باید در آن پخت ومن هم ته دلم با مادربزرگ موافقم، طعم اصیل، ظرف اصیل هم می‌خواهد.
از اصل ماجرا دور نشوم، در بین تمام غذاها، میرزا قاسمی مادر بزرگ چیز دیگری‌ست و راستش من هر کاری می‌کردم میرزا قاسمی‌هایم مثل مادر بزرگ نمی‌شد. بارها زیر نظرش می‌گرفتم، حتی میزان دقیق ادویه هم دستم آمده بود، اما میرزا قاسمی او چیز دیگری بود. آخر کار یک روز یواشکی، یکی از گمج‌هایش را به خانه آوردم و در آن میرزا قاسمی پختم. فکر می‌کنید چه شد؟ معجزه! عطر میرزا قاسمی اصیل از آشپزخانه بیرون زد و در آپارتمان پیچید، با شیطنت از درز در خانه چند همسایه رد شده بود تا به هوس‌شان بیندازد. آن روز من بهترین میرزا قاسمی عمرم را پختم. بادمجان‌ها را برعکس بقیه روی گاز نپختم، بلکه روی منقلی پر از ذغال خوب کبابی‌شان کردم، تمام مدت بالای سرشان ایستادم، آخر بادمجان درست مثل پسربچه شیطانی می‌ماند که از مدرسه تعطیل شده، تا از او غافل شوی یک آتشی می‌سوزاند، یا یک طرفش می‌سوزد و آن طرف دیگر خام می‌ماند، یا پوستش می‌ترکد. سیر را هم خرد نکردم، سیر خرد شده خوب به خورد بادمجان نمی‌رود، یک گوشه کز می‌کند و به دل غذا نمی‌شیند، سیر را باید له کرد و بعد با بادمجان‌هایی که از سر حوصله کم‌کم پوست‌شان را کنده‌ایم، و حالا خورد شده‌اند، کوبید؛ آن هم با گوشت کوب دستی. اصلا آدم‌هایی که میرزا قاسمی را با گوشکوب برقی له می‌کنند، درک نمی‌کنم؛ این کار مرگ میرزاقاسمی است. مطمئنم اگر محمد قاسم خان والی گیلان و مخترع میرزا قاسمی می‌دانست عده‌ای می‌خواهند ۱۵۰ سال بعد با گوشت‌کوب برقی غذای محبوبش را مهیا کنند، هیچ وقت این غذای لذیذ را درست نمی‌کرد و به دربار شاه قاجار نمی‌برد تا او با خوردنش یک دل نه صد دل عاشق این غذا شود و نام میرزا قاسم خان را بر آن بگذارد.
خلاصه بادمجان و سیر را کوبیدم، توی گمج را کمی روغن زدم و چهل دقیقه بادمجان و سیر را با زردچوبه و نمک و فلفل سرخ کردم. در میرزا قاسمی اعلا زردچوبه را باید دو و نیم برابر باقی ادویه‌ها ریخت، چرا که میرزا قاسمی رنگ و رویش را به آن مدیون است. وسط گمج را به اندازه یک دایره خالی کردم و بادمجان‌ها را با کفگیر در کنار آن جمع کردم، تخم مرغ را توی همان دایره شکستم و با رعایت مرز بین بادمجان و تخم مرغ، آن را آن‌قدر هم‌زدم تا تبدیل به گوله‌های کوچک شد، بعد با بادمجان‌ها مخلوط‌شان کردم و معجزه زمینی خودم را رقم زدم. ما اهالی شمال میرزا قاسمی را با برنج ایرانی کته شده می‌خوریم ولی در خیلی از شهرها آن را با نان داغ و تازه می‌خورند که هر دو حالت آن بسیار لذیذ است و می‌چسبد.
نگاهی تاریخی و خوشمزه به میرزا قاسمی یک غذای اصیل شمالی

پ.ن: برای پختن یک میرزا قاسمی اصیل شما به بادمجان، سیر و تخم مرغ نیاز دارید. به اندازه هر دو نفر یک بادمجان نیاز دارید و سه حبه سیر، و به اندازه هر دو بادمجان یک تخم مرغ، اگر گمج نداشتید می‌توانید از ماهی‌تابه هم استفاده کنید، یا اگر حوصله کبابی کردن بادمجان‌ها روی ذغال نبود می‌شود از شعله پخش کن اجاق گاز خانه هم استفاده کرد اما نباید انتظار یک میرزا قاسمی بی‌نظیر را داشته باشید.