داروهای مضر برای کلیه

داروهای مضر برای کلیه

داروهای مضر برای کلیه

داروهای مضر برای کلیه

عوارض مصرف دارو-کلیه‌ها یکی از بزرگترین سیستم‌های تصفیه بدن هستند و مواد زائد و اضافه را از بدن و از طریق ادرار دفع می‌کنند. با این حال بیش از ۱۶ نوع داروی مختلف وجود دارند که سبب آسیب به این اعضای حیاتی بدن می‌شوند و در برخی موارد حتی مرگبار هستند

داروهایی که بیشترین عوارض را برای کلیه‌ها دارند

به گزارش livelovefruit، به گفته متخصصان، آسیب‌های کلیوی معمولاً بسیار ظریف است و شاید زمانی متوجه آنها شوید، که دیگر جدی شده‌اند و بیش از ۹۰ درصد عملکرد کلیه در نتیجه آنها از دست رفته است.

هنگامی که علائم شروع می‌شود ممکن است موارد زیر را تجربه کنید:

ضعف تنفس ناشی از ایجاد مایع در ریه‌ها

درد قفسه سینه، ناشی از التهاب پریکارد

ضعف عضلانی ناشی از عدم تعادل الکترولیت

آسیب کلیه دائمی و نیاز به دیالیز مادام العمر یا پیوند کلیه

مرگ.

قبل از مصرف داروهای زیر، از آثار منفی آنها بر کلیه‌ها آگاه باشید. لیست داروهای زیر می‌تواند موجب آسیب‌های کلیوی کشنده باشد، بنابراین اگر آنها را مصرف می‌کنید، دوز توصیه شده توسط پزشکان را رعایت کنید:

آنتی بیوتیک ها: از جمله سفالوسپورین ها، متی سیلین، سیپروفلوکساسین، سولفونامیدها و آمفوتریسین B

ضد دردها: از جمله استامینوفن و داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی از جمله آسپرین، ایبوپروفن، ناپروکسن، و …

مهارکننده‌های COX-2: از جمله سلکوکسیب، روفکوکسیب.

داروهای سوزش سر دل: از جمله مهارکننده‌های پمپ پروتئین از شامل اومپرازول، لانوسپروزول، پانوترازول، رابپرازول، و اسموپرازول.

داروهای ضد ویروسی: از جمله آسیکلوویر، برای تبخال و تونفوویر برای اچ آی وی.

داروهای فشار خون بالا: از جمله رامیپریل، لیزینوپریل، کاپتوپریل، و مسدودکننده‌های گیرنده آنژیوتانسین مانند کاندازارتان و والزارتان.

داروهای اختلال دو قطبی: از جمله لیتیوم

داروهای ضد انعقادی: از جمله فنی توین، و تریدیون

داروهای شیمی درمانی: از جمله اینترفرون، سیس پلاتین، پامیدرونات، کربوپلاتین، تاکرولیموس، سیسکلوسپورین، میتومایسی سی.

داروهای پوکی استخوان و هیپرکلسمی: از جمله زولدرونیک اسید

مواد مخدر غیر قانونی: از جمله کوکائین و آمفتامین.

منبع: سیمرغ

کلیه ها دو عدد در زیر دیافراگم ، پشت جناغ و طرفین مهره های کمری قرار دارند. از هر کلیه یک لوله میزنای وارد عضلات دیوار مثانه می‌شود. مجرای ادراری که دارای اسفنگترهای کننده است، ادرار را به خارج هدایت می‌کند. پارانشیم کلیه بافت اصلی کلیه است که ترشح ادرار را به عهده دارد. ادرار پس از ترشح به مخزن قیفی شکل در کلیه که لگنچه نام دارد، می‌ریزد و از آن به لوله‌های میزنای وارد می‌شود. اطراف کلیه را کپسولی از بافت همبند فرا گرفته است. در مقطع کلیه دو بخش قشری و مرکزی تشخیص داده می‌شود.

بخش مرکزی کلیه
این بخش از اندامهای هرمی شکل به نام هرمهای مالپیگی تشکیل شده است. قاعده هر هرم به طرف قشر کلیه و راس آن که پاپیلا نامیده می‌شود و واجد تعدادی منفذ است، به طرف لگنچه قرار دارد. انشعابات سرخرگ ها و سیاه رگ ها کلیه این هرمها را فرا می‌گیرد. بخشی از لوله‌های نفرون و اجتماع فشرده‌ای از لوله‌های جمع کننده در این قسمت قرار دارد.
بخش قشری کلیه
بخش قشری کلیه بخش مرکزی را می‌پوشاند و دارای انشعابات شعاعی سرخرگها ، سیاهرگها و جسمک‌های مالپیگی و قسمتهای دیگری از نفرون می‌باشد. قسمتی از بخش قشری که بین هرمهای مالپیگی و قسمتهای دیگری از نفرون می‌باشد. قسمتی از بخش قشری که بین هرمهای مالپیگی در بخش مرکزی نفوذ می‌کند، ستونهای بافت قشری یا ستونهای بر تن نامیده می‌شود. یک هرم مالپیگی به انضمام نیمی از ستون بر تن اطرافش را یک لوب کلیه می‌نامند که در انسان پس از طی دوران جنینی قابل تشخیص نیست. ولی در برخی جانوران مانندپرندگان قابل مشاهده است.
ساختمان یک نفرون
یک نفرون از جسمک مالپیگی ، لوله خمیده مجاور ، لوله هنله و لوله خمیده دور که به لوله جمع کننده ادرای منتهی می‌شود، تشکیل شده است. لوله‌های ادراری کاملا از یک ردیف سلول تشکیل شده است.

جسمک مالپیگی
توده مدوری است که حاوی یک کلاف عروقی به نام موئینه گلومرولی است و توسط پرده دو لایه قیف مانندی به نام کپسول بومن احاطه گردیده است.
لوله خمیده مجاور
به دنبال کپسول بومن قرار دارد و دارای چند خم کوتاه است.
لوله هنله
پس از لوله خمیده مجاور قرار دارد و به شکل U می‌باشد. بیشترین قسمت این لوله در بخش مرکزی کلیه قرار دارد. این لوله شامل قسمت پایین رونده ، قوس هنله و قسمت بالا رونده می‌باشد. قسمت پایین رونده را بخش نازک و قسمت بالا رونده را قسمت ضخیم لوله هنله تشکیل می‌دهد.
لوله خمیده دور
لوله هنله پس از بازگشت به بخش قشری کلیه ، خمهای دیگری را به وجود می‌آورد که لوله خمیده دور نام دارد. این لوله مجددا به بخش مرکزی بر می‌گردد.
مجرای جمع کننده
لوله‌های خمیده دور از نفرونهای متعدد به مجرای جمع کننده می‌پیوندند. این مجرا در انتهای گشاد شده لوله بلینی نامیده می‌شود که از طریق منافذ بلینی در راس هرم به لنگچه راه می‌یابد. توضیح آنکه کپسول بومن ، لوله خمیده مجاور و لوله خمیده دور در بخش قشری ، لوله هنله و قسمت اعظم لوله جمع کننده در بخش مرکزی قرار دارد.
رابطه رگهای خونی با نفرون
به هر کپسول بومن یک سرخرگ به نام سرخرک آوران (از انشعابات سرخرگی شعاعی) وارد می‌شود و در محفظه کپسول تولید یک کلاف مویرگی به نام شبکه اول مویرگی یا کلافه گلومرولی می‌نماید.
از کلافه گلومرولی ، سرخرگ کوچکی به نام سرخرگ وابران خارج می‌گردد که در اطراف لوله‌های نفرونی شبکه دوم مویرگی را می‌سازد.
بعد از تشکیل شبکه دوم مویرگی ، سیاهرگ کوچک نفرون ایجاد می‌گردد که وارد سیاهرگ شعاعی می‌شود.
از اتحاد سیاهرگهای شعاعی بالاخره سیاهرگ کلیه بوجود می‌آید که پس از خروج از کلیه به بزرگ سیاهرگ زیرین می‌ریزد.
چگونگی تشکیل ادرار در نفرون
واحد فیزیولوژیکی کلیه یک نفرون است که توسط آن اعمال زیر جهت تشکیل ادرار صورت می‌گیرد.
تراوش گلومرولی
قسمتی ازپلاسما که از گلومرول می‌گذرد. از غشای کپسول بومن تصفیه می‌شود. معمولا در پا لایه گلومرولی سلول خونی و مواد درشت مولکول پروتئین وجود ندارند. ضمنا در این مرحله هیچ گونه انتخابی در ورود مواد به درون کپسول بومن صورت نمی‌گیرد. بلکه عمل تراوش تابع فشار هیدروستاتیک و درشتی یا ریزی مولکولها می‌باشد.
باز جذب
در این مرحله که در محل شبکه دوم مویرگی صورت می‌گیرد، مواد مورد نیاز بدن نظیر آب – گلوکز و اسید آمینه مجددا به خون برگشت داده می‌شوند. این عمل را باز جذب می‌نامند.
عوامل موثر در بازجذب
انتشار: برای موادی صورت می‌گیرد که غلظت آنها در لوله‌های نفرونی بیشتر از خون است. قسمت اعظم آب و بعضی املاح از طریق انتشار دوباره جذب می‌گردند.
انتقال فعال: در مورد موادی صورت می‌گیرد که برای بدن ارزش حیاتی فوق العاده دارند. مانند گلوکز ، اسیدهای آمینه وسدیوم . اصولا سیر مواد در جهت مخالف انتشار که همراه با مصرف انرژی می‌باشد، انتقال فعال نام دارد. سلولهای جدار نفرون برای انتقال فعال دارای یک حد ماکزیمم فعالیت هستند که آن را اصطلاحا آستانه یا حد توانایی لوله‌ای نفرون می‌نامند. تا زمانی که غلظت مواد درون نفرون (در مایع صاف شده) کمتر از حد آستانه باشد، همه این مواد به خون برگشت داده می‌شوند.

در غیر این صورت این مواد درون نفرون باقی مانده و به خون برگشت داده نمی‌شوند. بنابراین در ادرار ظاهر می‌گردند. در اشخاص سالم عمل باز جذب برای گلوکز کامل است. یعنی همه گلوکز دوباره به پلاسما پس داده می‌شود و در ادرارقند وجود ندارد. در صورتیکه در مبتلایانبه بیماری قندمقداری قند در ادرار ظاهر می‌شود. علت آن است که اولا در این افراد میزان قند خون چند برابر فرد سالم است. ثانیا آستانه فعالیت در نفرون تغییر نمی‌کند. لذا مقداری از قند در ادرار باقی می‌ماند. در مورد سدیم نیز آستانه فعالیت بالا نیست و کلیه از این امر برای تنظیم نمک خون استفاده می‌کند. از مهمترین موادی که باید باز جذب شود، آب است.

در هر دقیقه ۵۰۰ سی سی پلاسما وارد نفرون شده و تنها ۱۰۰ سی سی از آن تصفیه می‌گردد. با توجه به این که در همین مدت تنها کمتر از ۱ سی سی ادرار تشکیل می‌گردد، بنابراین بیشتر از ۹۹% از آبی که وارد کپسول بومن شده است، در عمل باز جذب به خون بازگشت داده می‌شود. مهمترین عمل کلیه‌ها در انسان و پستانداران دفع مواد نیتروژن دار مانند اوره است. نفرونها می‌توانند اوره را تا صد برابر در ادرار تغلیظ کنند. ولی اگر میزان آن در ادرار به ۵ درصد برسد تولید مسمومیت می‌کند.
ترشح: علاوه بر جذب مجدد فعال ، لوله‌های نفرونی قادر به ترشح فعال نیز می‌باشند و ترشح آنها همان موادی است که بوطور فعال جذب می‌گردند. در طی این عمل بعضی از مواد توسط سلولهای جدار لوله‌های نفرون ترشح می‌گردد. کراتی نین ،پتاسیوم و هیدروژن از این مواد هستند. کراتی نین یک ماده نیتروژن دار است و از تجزیه کراتین موجود در سلولهای مغزی و عضلانی بوجود می‌آید.

ترشح کراتی نین به خصوص از نظر بررسی کار کلیه‌ها اهمیت دارد. هیدروژنی که به علت تولید اسید در اعمال متابولیسمی ایجاد می‌شود، اگر در مایعات بدن انباشته شود تولید اسیدوز می‌نماید. پتاسیم گرچه از لوله‌های ابتدایی نفرون جذب مجدد می‌گردد، در لوله‌های انتهایی به ادرار ترشح می‌شود و از بالا رفتن غلظت آن در مایعات خارج سلولی که خطرناک است جلوگیری می‌نماید.
نقش لوله هنله در تشکیل ادرار
لوله هنله را مایع سلولی که از پلاسمای خون بوجود می‌آید، فرا گرفته است. سلولهای لوله هنله با روش انتقال فعال ، سدیم را از درون لوله در مایع بین سلولی می‌فرستند. بنابراینفشار اسمزی مایع بین سلولی را بالا می‌برد. در نتیجه آب همیشه از لوله هنله به بیرون می‌رود و بدین ترتیب جلوی اتلاف آب بدن گرفته می‌شود. زیرا آب از مایع بین سلولی به مویرگها و در نتیجه به جریان خون وارد می‌گردد.